محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

740

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر خوارج بصره و حرب مهلَّب با ايشان همچنانكه به كوفه خوارج [ بر سليمان بن صرد ] جمع آمدند ، به بصره نيز جمع آمدند [ بر نافع ] ، و با خوارج كوفه مكاتبت و مراسلت داشتندى . و سليمان به همه شهرها رسول فرستاده بود به مدد و معاونت و بيعت بر طلب خون حسين . پس خوارج بصره اجابت كردند . چون يزيد بمرد ، بصريان كس فرستادند و گفتند : وقت به درآمدن است . سليمان اجابت نكرد و گفت : من به سال شصت و پنج به درآيم كه وعده چنين كرده ام . پس خوارج بصره صبر نكردند و به درآمدند و گفتند : ما هرگز بصره را چنين خالى نتوانيم يافتن ، زيرا كه آشوب و غلبهء لشكر به شام است . و نافع [ بن الازرق ] را مهتر كردند . عبد الله بن الزبير عبد الله التميمى را بفرستاد . بيامد و بصره را بگرفت و نافع را به در كرد . [ نافع ] با بيست هزار مرد به در شهر همى بود و هر روز حرب مىكرد ، تا عبد الله برادر خود عثمان را سپهسالار كرد و به بصره فرستاد . و به بصره هر روز خلقى كشته شدندى از بهر آنكه ايشان مردمانى غوغا بودند ، و عثمان نيز كشته شد . پس اهل بصره هزيمت شدند و خوارج بصره بگرفت . و اين خبر به عبد الله زبير شد . پس عبد الله بن حارث را بفرستاد و عبد الله ، مسلم [ بن عبيس ] را امير و